📚 نادیا مفتونی 📚
شهرت وی در زمینه علمی به دلیل احیای فلسفه هنر فارابی، تبیین فلسفه علم حکمای مسلمان و استخراج مباحثی جدید از حکمت اشراق شهاب الدین سهروردی است. او همچنین به دلیل ازدواج با حسین نوری پس از معلولیت وی به عنوان شخصیتی شاخص مورد توجه رسانهها و مردم ایران بوده است.
تولد و جوانی
نادیا مفتونی در سال ۱۳۴۴ در تهران به دنیا آمد. پدر و مادرش در محله دردشت نارمک، خیابان مهر ساکن بودند. او از نخستین تحصیلکردگان دبیرستان استعدادهای درخشان تهران (سمپاد) بود. وی در سال ۶۲ در کنکور شرکت کرده و با کسب رتبه ۲۴ در رشته فیزیک کاربردی دانشگاه صنعتی شریف قبول میشود.
ازدواج و زندگی با حسین نوری
مفتونی هنگام تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در نمایشنامهنویسی هم دستی داشت و در کارهای فرهنگی دانشگاه فعالیت میکرد. روزی یکی از دوستانش به او میگوید که از طرف جهاد دانشگاهی فردی به دانشگاه آمده که در کارهای هنری بویژه نمایشنامهنویسی استاد است و اگر می خواهی میتوانی نمایشنامهات را برای کسب نظر به او بدهی. با شنیدن این خبر مفتونی نمایشنامه را پیش آن استاد میبرد. این استاد کسی نبود جز حسین نوری که در آن زمان بر روی ویلچر مینشست. بعد از این جلسه این دو نفر در جلسه دیگری همدیگر را میبینند و مفتونی، طبق گفته خودش، عاشق او شده و برخلاف روال معمول، او از نوری خواستگاری میکند و بعد از مدتی در سال ۶۳ با وجود مخالفت اطرافیان به عقد هم در میآیند. مفتونی بعد از ازدواج، درسش را در دانشگاه صنعتی شریف رها کرده و به همراه نوری راهی محل سکونت او در تربت جام میشود. آنها مدت هفت سال در تربت جام زندگی میکنند. در آن سالها دو فرزندشان یعنی ابوالفضل و محمود به دنیا میآیند. نادیا مفتونی هم نقاش است و نقاشی را پس از ازدواج از همسر خود آموخته است. او در همان سالها نمایشنامهای را تحت عنوان مار زنگی مینویسد که نوری آن را کارگردانی کرده و به صحنه میبرد. این نمایشنامه در همان زمان در جشنواره ۱۷ شهریور اثر برگزیده شد. همچنین آنها در تولید برنامههای رادیویی و تلویزیونی، کارهای مختلفی را در آنجا انجام میدهند.

نادیا مفتونی و حسین نوری
شعر خواستگاری
هفدهم اسفندماه ۱۳۹۳ در جلسهای با حضور محمدعلی معلم دامغانی، نوری ماجرایی را از رد و بدل شدن یک شعر میان خود و مفتونی، همسر آیندهاش، تعریف کرد: «زمانی که همسر بنده از من خواستگاری کرد، من سجده شکر به جا آوردم، با این حال پیش خود گفتم که تو چه حقی داری این دختر نمونه دانشگاه شریف با این حسن و جمال را اذیت و درگیر مشکلات خود کنی؟ مانده بودم چه بگویم که چند مصرع شعر گفتم و از ایشان خواستم که آن را کامل کنند و ایشان هم فی البداهه به بهترین نحو آن را کامل کردند.» نوری در این جلسه این اشعار را قرائت کرد و همسرش نیز مصرع دوم آن را خواند و اشک شوق از دیدگان حضار و همینطور استاد معلم دامغانی روان شد.
نوری: زورق مضروب جسمم بسته جان شما\ مفتونی: بادبان جان من برپا به ایمان شما\ نوری: همسفر با من چرایید اندرین دریای درد؟ \ مفتونی: درد شعر عاشقان و عشق درمان شما\ نوری: صد بلا باشد در این ره باز تردیدی کنید... \ مفتونی: کربلا مَهرم بود، هستم به پیمان شما (اشاره به مَهریه مفتونی که یک مُهر کربلا است)\ نوری: گر برد موج فنا بیرحم در گردابتان؟... \ مفتونی: در فنای فیاللهام دامانِ رحمان شما\ نوری: چون هنرمندم شریکم گشتهای در این مسیر؟ \ مفتونی: از میان صد هنر احسن به ایمان شما\ نوری: از کجا دانید خواهان چه هستم در نهان؟ \ مفتونی: آنکه گوید راز من گوید ز پنهان شما.
تفسیر از ازدواج با نوری
مفتونی دربارهٔ تصمیم ازدواج با نوری بیان داشته که این انتخاب را نوعی ایثار نمیبیند: "انسان وقتی میخواهد ایثار کند مثل این است که میخواهد کار مشکل و طاقتفرسایی را انجام دهد. من برای این میگویم ایثار نکردهام که مرارت و سختی حس نکردهام. الان هم مشکلی احساس نمیکنم. من از چیزی نگذشتهام. به همین دلیل کاری که من کردم ایثار نبود، مثل هر وصلت دیگری؛ فقط جذب شخصیت آقای نوری شدم. دیگر اینکه کسی که ایثار میکند در دلش از خدا توقع اجر دارد ولی من توقع هیچ اجری ندارم چون فشاری را تحمل نمیکنم. زندگی روزمره ما اینقدر مستحکم و خوب است که هیچ چیز آن را برهم نمیزند. حتی دوستان به ما مراجعه میکنند تا مشکلاتشان را حل کنیم. آیا خوشبختتر از این کسی هست؟"
تحصیلات حوزوی
مفتونی پس از هفت سال، همراه همسرش به مشهد نقل مکان کرده و چند سال هم در آنجا زندگی میکند. او در این مدت سطح یک و دو حوزه را در مدرسه جامعالرضویه به پایان میبرد. این مدرسه فقط تا همین سطح، امکان ادامه تحصیل میداد. استاد مفتونی در آنجا حجتالاسلام علی سائلی، مؤسس همین حوزه، بود که در حال حاضر عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی و ساکن قم است.
تحصیل و تدریس در دانشگاه
مفتونی به اصرار همسرش در کنکور سراسری سال ۷۸ شرکت میکند و در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فلسفه قبول میشود. این ایام مصادف است با زمانی که مشکلات تنفسی نوری در مشهد به سطحی آزاردهنده رسیده و از آنجا که هر وقت به تهران میآمدند حال نوری خوب میشد، بنابراین به تهران نقل مکان میکنند و آب و هوای تهران در کنار سایر ویژگیها و امکانات این شهر به نوری میسازد. در نتیجه مفتونی تحصیل خود را به دانشکده الهیات دانشگاه تهران انتقال میدهد. مفتونی از دانشجویان ممتاز دانشگاه تهران بود و در مدت سه سال دوره کارشناسی، در مدت یک سال دوره کارشناسی ارشد و در مدت سه سال هم دوره دکتری تخصصی را به پایان برده است. او اکنون عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است.
آثار
برخی از آثار دکتر مفتونی از این قرار است:
نمایشنامه مار زندگی (با نام مستعار زهرا نوری) (نشر مدرسه، 1379)
فارابی: خیال و خلاقیت هنری (سوره مهر، 1389)
اخلاق هنر از نگاه فارابی (بنیاد سینمایی فارابی، 1391)
پژوهش در آینه اخلاق (خانه کتاب، 1391)
پژوهشی در فلسفه علم دانشمندان مسلمان (سروش، 1393)
فارابی و فلسفه هنر دینی (سروش، 1393)
فارابی و مفهومسازی هنر دینی (سوره مهر، 1393)
اصطلاحشناسی
دکتر مفتونی اصطلاحاتی را برای تبیین مباحث علمی خود ابداع کرده است که به برخی از آنها اشاره میشود.
دراموسوفی (Dramosophy)
مفتونی در یکی از کتابهای خود اشاره میکند: "برای تحلیل فلسفی، عرفانی و اخلاقی درام و متن نمایشی، اصطلاح دراموسوفی را به قرینه فیلوسوفی (فلسفه) پیشنهاد میکنم. این اصطلاح را جایی نیافتم، اما اصطلاح دراماسوفی را دیدهام که به طور اساسی در معانی دیگری به کار میرود.
هنر-دانشمند (Scientartist)
مفتونی در مقاله «رابطه تفکر و تخیل؛ موردپژوهی قصه غربت غربی» گفته است: "فیلسوف و دانشمندی را که قادر باشد علوم و معارف را به زبان تخیل و تمثیل ارائه کند، هنر-دانشمند مینامیم و معادل انگلیسی Scientartist را برای آن پیشنهاد میکنیم.
همهعاشقانگاری (Panamatorism)
مفتونی در مقاله «بررسی تطبیقی همهعاشقانگاری نزد ابن سینا و شیخ اشراق» آورده است: "یکی از مسائل تأملبرانگیز پیرامون عشق، سریان عاشقی در همه موجودات هستی است که آن را همهعاشقانگاری مینامیم" و در پاورقی ذکر میکند: "نگارنده Panamatorism را به عنوان معادل انگلیسی همهعاشقانگاری پیشنهاد میکند. Amator واژه لاتین به معنای عاشق است."
منابع:
"نقد و بررسی کتاب فارابی و فلسفه هنر دینی".
"تلاش در استخراج الگوی علمشناسی نزد ابن سینا و فارابی".
"بررسی تطبیقی همه عاشق انگاری نزد ابن سینا و شیخ اشراق".
"زندگی نوری و مفتونی در خانمی که شما باشی".
"وقتی در زندگی عشق حرف آخر را میزند".
"علی معلم دامغانی در مراسم تجلیل از حسین نوری".
"روایت آزاده نامداری از شعر خواستگاری نوری و مفتونی".
"زندگی عاشقانه جانباز "حسین نوری" و همسرش در "خانومی که شما باشی"".
"خانمی که مَهریهاش فقط مُهر کربلاست".
«ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی». زن روز، شنبه 17 بهمن 1371، شماره 1397، ص 14.
"نمایشگاه نقاشی نوری و گفتگو با همسرش".
با سلام